خرید بک لینک

درباره سایت

درباره همه چیز

آخرین مطالب

امکانات وب

اولی ها ،دومی ها،سومی ، کنکوری ها خاک تو سرتون با این درس خوندنتون

به به یارو میگم از اینجا چطوری میتونم برم میدون ولیعصر میگه باید بپرسی بهش میگم به نظرت الان دارم خیار پوست میکنم

یه مگسه داشته بالا میاورده بهش میگن چی خوردی مگه....میگه داشتم گوه میخوردم توش مو بود

وحشناک تر از پیدا کردن یه سوسک تو اتاق گم کردنشه

یه بار از مدرسه آمدم خانه و آن روز ،روز تولدم بود بعد مادرم بهم گفت امروز روز تولدت است برو خانه را تمیز کن بعد من گفتم مامان من امروز به دنیا آمدم و نباید کار کنم بعد مادرم رفت زیر پتو و گفت پس منم امروز تو را به دنیا آوردم و نباید کار کنم

پسره تو خواستگاری از یه دختره می پرسه اسم شما چیه؟ دختره می گه اسم من توی تمام باغچه ها هست. پسره می گه: آهان فهمیدم ، اسمتون شلنگه

دو تا تنبل دراز كشيده بودند يكيشون داشته خميازه ميكشيده اون يكي ميگه داداش تا دهنت بازه لطفا اين اصغر ما رو هم صدا كن

 

********لطیفه های خنده دار********

 

عروس ميره گل بچينه ، شهرداری ميگیرتش

 

********لطیفه های خنده دار********

 

طرف خودشو میمالیده به سپر ماشین ! میگن چی کار میکنی بابا, میگه دارم اوقاتمو سپری میکنم

 

********لطیفه های خنده دار********

 

یکی زنگ ميزنه 118 ميگه شماره غضنفر رو داريد يارو ميگه نه ، ميگه پس من ميگم تو يادداشت كن داشته باشی

 

********لطیفه های خنده دار********

 

از یه کچل می پرسن اسم شامپوت چیه؟ می گه من شامپو لازم ندارم از شیشه پاک کن استفاده می کنم!

 

********لطیفه های خنده دار********

 

حکمتی برای فهيمان : يارو داشته دنبال جاي پارك مي گشته اما پيدا نمي كرد! در همون حال گشتن به خدا ميگه: خدايا اگه يه جاي پارك برام پيدا كنيا من نماز مي خونم، روزه مي گيرم كه يه دفعه يه جاي پارك مي بينه و به خدا مي گه! خدا جون نمي خوادخودم پيدا كردم

 

تُو قلبمی ، تُو خونمی ، تُو تموم وجودمی ........ رفتم دکتر ، ميگن انگل داری

********لطیفه های خنده دار********

 

رئيس: خجالت نميكشي تو اداره داري جدول حل ميكني؟ كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نميذاره آدم بخوابه!

یه بار با دوستم دعوام شده بود آمدم بهش بگم که تو سن خر پدربزربگم را داری اشتباه بهش تو سن پدربزرگ خرم را داری

به عضنفر میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه!

 

♦♦♦♦♦♦♦♦♦لطیفه های خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦

 

غضنفر ميره تو صف نونوايي، شاطر نونوائی ميگه: نون تا اينجا بيشتر نميرسه، بقيه برن. غضنفر ميگه: ببخشيد اگه ميشه جمعتر وايسين نون به ما هم برسه

 

♦♦♦♦♦♦♦♦♦لطیفه های خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦

 

غضنفر میره بالای پل عابر پیاده داد می زنه حالا من خر،من نفهم، آخه شما این رودخانه می بینید که اومدین روش پل زدین

يارو ماشينش تو برف گير ميکنه زنجير نداشته ،  سينه ميزنه

!!!! يه دفعه پليس  (غضنفر)  را ميگيره بهش ميگه کارت ماشين ، گواهينامه ، بيمه ..... غضنفر ميگه بايد با اينها جمله بسازم

 

♦♦♦♦♦♦♦♦♦لطیفه های خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦

 

دکتر نظام وظيفه پسر لاغری را معاينه کرد و در برگه نوشت : معاف، به دليل ضعف جسماني

پسره با خوشحالي گفت : آخ جون  فوری ميرم زن ميگيرم

دکتره نوشت : و همچنين ضعف عقلاني

مادر : پسرم ، من دارم مي رم خريد يه وقت به كبريت دست نزني ها

پسر : نه مامان جون  من خودم فندك دارم

 

♦♦♦♦♦♦♦♦♦لطیفه های خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦


 

يه بچه ايي تازه بدنيا اومده بوده ، شير مامانشو نمي خورده ، هر زن ديگه اي هم آوردن ، فايده نداشته بچه شير اونا رو هم نمي خورده تا اينکه يه زن سياه ميارن بچه شيرشو مي خوره بابائه مي گه : آهان ، پدر سوخته ، تو شيرکاکائو مي خواستي ما نمي دونستيم

 

♦♦♦♦♦♦♦♦♦لطیفه های خنده دار♦

به غضنفر میگن بابات چطوری مرد؟میگه تابستون رو پشت بوم خوابیده بود قل خورد افتاد رو کولر،کولر شکست.افتاد رو ایوون،ایوون خراب شد.بعد افتاد رو گلدون،گلدون شکست.دیدیم داره خونه خرابمون میکنه با تفنگ کشتیمش

 

يک روز غضنفر خواب ميبينه بزرگترين نون بربري دنيا را خورده صبح که بلند ميشه ميبينه لاحافش نيست

طرف خيلي شاكي ميره ثبتاحوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضایعه ، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ طرف ميگه: خشايارِ گهُچهره ! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟  خشايار ميگه: خشايار انچهره! 

برچسب: نویسنده: امیرحسین تاريخ: يکشنبه 6 مرداد 1392 ساعت: 22:07

صفحه بندی